الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

173

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

الناس بلسانه ، و يكرمه الناس من شر لسانه ، و أما الخنزير فهؤلاء المخنثون و اشباههم لا يدعون إلى فاحشة إلا أجابوا ، و أما الشاة فالمؤمنون الذين تجز شعورهم ، و يؤكل لحومهم ، و يكسر عظمهم ، فكيف تصنع الشاة بين أسد ، و ذئب ، و ثعلب ، و كلب ، و خنزير ؟ . . . » « 1 » « اى زراره ! مردم زمان ما شش دسته‌اند : شير ، گرگ ، روباه ، سگ ، خوك و گوسفند . اما دستهء شير ، پادشاهان دنيا هستند كه هر كدام مىخواهد بر ديگران غالب گردد و خود مغلوب ديگران نشود . و اما دستهء گرگ ، بازرگانان شما هستند كه وقتى چيزى را مىخرند مذمّت مىكنند و چون مىفروشند تعريف مىكنند ! و اما گروه روباه‌صفتان كسانى هستند كه به نام دين نان مىخورند ولى از آنچه به زبان وصف مىكنند چيزى در دلشان نيست . و اما دستهء سگ گروهى است كه با زبانش به مردم حمله مىبرد و مردم از ترس زبانش به او احترام مىكنند . و اما گروه خوك صفتان ، آن نامردان ( زن‌صفتان ) و نظاير ايشانند كه به هيچ عمل ناشايستى دعوت نمىشوند مگر آن كه قبول مىكنند . و امّا گروه گوسفند آن مؤمنانى هستند كه موهايشان را مىكنند و گوشتشان را مىخورند و استخوانشان را در هم مىشكنند ، پس چه كند گوسفند در بين گروههاى شير ، گرگ ، روباه ، سگ و خوك ؟ ؟ . . . » ( 1 ) امام عليه السّلام از روى ژرفنگرى و بينشى همه جانبه به اجتماعى كه در ميان آنها زندگى مىكرده است نگريسته و اجتماع را به شش طبقه تحليل مىكند و ويژگيهاى هر طبقه را به همان صورتى كه انطباق دارد و تخلف‌ناپذير است ، يادآورى مىكند .

--> ( 1 ) خصال صدوق : ص 308 .